هفته گذشته تصمیم گرفته بودم بیام و سکوت بیش از یک ساله ام را بشکنم...
می خواستم بیام تا ببینمت...
تا به هزاران سوال بی جواب ذهنم پاسخی بیابم...
می خواستم بیام تا بعد دیدنت تصمیم آخرم را بگیرم...
راستش تو این مدت خیلی سر در گم هستم..نمیدانم چرا فک میکنم تمام درها به روم بسته شده...
از خدا فقط می خواستم تا کمی احساسم را درک میکردی ...
نمیدونم.... چگونه می تونم خودم را بهت برسونم...
خدایا خودت بهتر میدونی مصلحت ما چیست؟ پس هر آنچه مصلحت میدونی .....
نظرات شما عزیزان:
|